عید نوروز

عید نوروز

 

 

باز هم عید آمد و با خودش غم و شادی آورد. شادی برای همه و بخصوص برای آنهایی که پول دارند و غم این را نمیخورند که نمیتوانند برای بچه هایشان عیدی بخرند و غم برای آنهایی که نمیتوانند به هر حال آنطوری که باید و شاید از ثمرات عید استفاده کنند.

قبل از هر چیز طبق سنت همیشگی که از دوران گذشته و از قدیم به یادگار مانده است این عید سعید باستانی را به همه ایرانیان از هر قوم و ملیتی تبریک میگویم و امیدوارم که همه از آن دسته آدمهایی باشید که در عید شاد و خوشحالند.

شاید بگویید که همه در عید خوشحالند و کسی نیست که غمگین باشد. ولی اگر کمی به دور و بر خود نگاه کنید میبینید که خیلیها هستند که غمگینند و راه هم به جایی ندارند. و از جمله این غمگینها زندانیها هستند. بله زندانیها!

یادم میاید عید سال 1381 را در زندان ابوغریب بودم و عجب عیدی هم بود! نه امکان حال و احوال کردن و عید تبریک گفتن بود و نه امکان یک جشن ساده برگزار کردن. تنها هر کس اجازه داشت در دل خود عید را جشن بگیرد و چشم امیدش به این باشد که یک اتفاقی بیافتد و به یک شکلی از زندان مخوف ابوغریب خلاص شود.

آن موقع هم صحبت از امکان حمله آمریکا به عراق بود و هم بحث تبادل زندانیان میان عراق و ایران و به همین دلیل همه با وجود همه سختیها باز هم امیدوار بودند که دری به تخته ای بخورد و آنها بتوانند خورشید را در پس دیوارهای ابوغریب ببینند.

افرادی هم بودنند که دنبال فرار بودند و نمیخواستند به امید آمریکا بنشینند. من و دو نفر دیگر نقشه فرار کشیده بودیم و الزامات فرار را هم فراهم کرده بودیم. متأسفانه یکی از بچه های تیم مورد شک قرار گرفت و طرح ما لو رفت و مدتی هم به همین خاطر زیر نوازشهای چماق استاد کریم که قبلا تعریفش را کرده ام قرار گرفتیم.

سازمان مجاهدین که سالها شیره جان ماها را کشیده بود ما را جایی انداخته بود که به قول معروف عرب نی انداخت! و حالا معلوم نبود که کی از آن خلاص خواهیم شد. اینها همگی از رحمت رهبری بود!

از آنجایی که عید است و نمیخواهم با گفتن ازچیزهای ناراحت کننده شماها را هم ناراحت کنم فعلا از این مبحث میگذرم و مجددا عید باستانی نوروز را به همه هموطنانم تبریک گفته و برای همگی آرزوی سالی پر بار و شاد میکنم.

به امید آزادی و شادی واقعی همگی در ایرانی آزاد و آباد!

 

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ اسفند ،۱۳۸۳


تظاهرات مجاهدین در پارک لاله تهران

تظاهرات مجاهدین در پارک لاله تهران

 

امروز داشتم به اخبار و مقالاتی که در سایتهای مختلف فارسی نوشته شده است نگاه میکردم که خبری در سایت جبهه همبستگی دیدم مبنی بر تظاهرات صدها  نفری هواداران مجاهدین در پارک لاله تهران!

با وجود اینکه همه دروغهای بزرگ و کوچک مجاهدین لو رفته است و همه میدانند که آنها دروغهای گنده ای میگویند که حتی نیروهای درون تشکیلات هم به سختی آنها را باور میکنند باز هم دست از این دروغگوییهای شاخدار برنمیدارند و همچنان به این دروغگوییها ادامه میدهند. در این مطلب که در این سایت گذاشته شده بود تعدادی عکس هم جلب توجه میکرد که به عنوان دلیل آورده شده بود و من واقعا برایم جالب بود که آنهایی که این مطلب را نوشته و این عکسها را گذاشته اند چطور فکر میکنند و مردم را چی حساب میکنند.

آیا آنها ازخود نمی پرسند که مردم و بخصوص مردم ایران بخوبی میدانند که تظاهرات چیست و با یکنفر که یک عکس را در دست گرفته نمیشود مردم را فریب داد؟ و یک سئوال دیگر این که چرا در عکس بجای شعار, تاریخ تظاهرات! نوشته شده است ؟

من که واقعا از این همه هوادار که جرأت کرده اند و در ایران دست به چنین تظاهراتی زده اند غرق در شگفتی شدم و به آینده آقا و خانم رجوی و حکومت قریب الوقوع آنها امیدوار شدم!

برای اینکه شما خوانندگان هم بهره مند شوید و از این تظاهرات با شکوه بهره برده باشید  آدرس این سایت را دراینجا معرفی میکنم که شما هم عکسهایی را که در این سایت گذاشته شده بود و شمار عظیم تظاهر کنندگان را در پارک لاله نشان میداد در اینجا میگذارم.

یادتان نرود که در تظاهرات بعدی حتما شرکت کنید!!!!!

آدرس این است:

http://www.hambastegimeli.com/node/view/16390

با خواندن مطالب درج شده در این سایت خودتان متوجه میشوید که آنها چقدر غلو میکنند و از کاه کوه ساخته و هر چیزی که اتفاق میافتد را مربوط به خود قلمداد میکنند و انتظار دارند که همه هم آنرا باور کنند.

 

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸۳


ادامه: گذران روزها در ابوغریب

ادامه: گذران روزها در ابوغریب

 

با این اوصاف و با قدرت نماییهای روزانه زندانبانان روزها ازپی هم سپری میشدند و ما هر روز با سختیهای بیشتری چه در زمینه مالی و چه در زمینه فشارهایی که از طرف زندانبانان اعمال میشد روبرو میشدیم.

ما در زندان امکان دست یابی به اخبار روزانه را بغیر از طریق تلویزیون عراق که آن هم کنترل شده بود و فقط کانالهای خاصی را که زندانبانان تعیین میکردند میتوانستیم ببینیم؛ نداشتیم ولی تعدادی از زندانیان ثروتمند عرب اتاق خصوصی و تلویزیون شخصی داشتند و به کانالهای دیگری هم دسترسی داشتند و نگاه میکردند.

با وجود اینکه سازمان مجاهدین مزدور خود عراقیها بود و تلویزیونش را هم خود شبکه عراق پخش میکرد ولی در زندان تماشای آن به خاطر اینکه همه موافق نبودند که آن را نگاه کنند ممنوع بود و ما امکان پیگیری اخبار از آن طریق را هم نداشتیم.

بعضی از زندانیان قدیمی که با بعضی از این زندانیان ثروتمند رابطه داشتند و میتوانستند پیش آنها رفته و به کانالهای دیگر نگاه کنند خبرهایی از سازمان می آوردند و در یکی از این روزها بود که یکی از بچه ها خبر آورد که سازمان یک لیست بلند بالا از مزدوران!!! رژیم را منتشر کرده است و در اخبارش هم دارد میگوید. من خودم رفتم و به اخبار پخش شده گوش کردم و واقعا تعجب کردم که چطور سازمان چنین چیزی را دارد پخش میکند و خجالت هم نمیکشد.

سازمان اسم همه افراد جدا شده را در یک لیست وارد کرده و آن را اعلام میکرد.

یکی از از ترفندهای سازمان که من بعد از ورود  به ابوغریب آن را فهمیدم همین بود که اسامی را ازهم جدا نمیکرد و همه را در یک لیست قرار میداد و البته از این کار قصد بهره برداری خاص خودش را داشت.

 

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۳


زلزله در ایران

زلزله در ایران

 

با کمال تأسف شاهد یک زلزله دیگر در کشورمان ایران شدیم و باز عده ای در این زلزله جان خود را از دست دادند. قبل از هر چیز به بازماندگان کشته شدگان تسلیت گفته و برای آنها صبر آرزو میکنم.

از آنجایی که من هم یک ایرانی هستم و مثل هر ایرانی دیگر از دیدن اینطور موارد ناراحت میشوم, بدون قصد روده درازی و فقط از روی دلسوزی و به خاطر اینکه نمیتوانم چشم خود را ببندم نکاتی را به دولت مردان و ملت ایران یادآوری میکنم:

_ ایران یک کشور زلزله خیز است و بیش از 140 سال است که زلزله های شدیدی در ایران رخ میدهد و هر چند وقت یکبار جان عده ای از هم وطنان ما را میگیرد ولی تا الان هیچ اقدام بنیادی که جلو چنین تلفاتی را بگیرد, انجام نگرفته است. متأسفانه همیشه هم بجای یک اقدام مشخص گناه به گردن یا رژیم قبلی و یا اجنه و شیاطین انداخته شده است و باز هم این مردم بیگناه و فقیر بوده اند که تاوان آن را داده اند.

_ همزمان کشور ژاپن هم یکی از کشورهای زلزله خیز است که شدت زلزله های آن شاید بمراتب بیشتر از زلزله های کشور ما است ولی ما شاهد هستیم که در شدیدترین زلزله هایی که در آنجا رخ میدهد میزان تلفات هرگز از تعداد انگشتان دست بالاتر نمیرود.

امیدوارم مقاماتی که در رأ س کارها هستند کمی از بخور و بپاش خود کوتاه آمده و به فکر این مردم باشند و لااقل از این به بعد کاری انجام دهند. بخصوص که الان با توجه به درآمد بیش از اندازه محاسبه شده, دولت میزان بیشتری پول در اختیار دارد و طبعا میتواند کارهای بیشتری انجام دهد.

با امید به اینکه روزی شاهد حکومتی در ایران باشیم که واقعا به فکر مردم بوده و برای آنها کار کند و با  امید به اینکه دیگر شاهد اینطور فاجعه هایی در ایران نباشیم.

 

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۳