مجاهدين شکنجه گر!

مجاهدين شکنجه گر!

 

روز ۱۰ مارس کنفرانسی در شهر پاريس برگذار شد و آقای محسن عباسلو در اين کنفرانس به افشای اعمال ضدانسانی و شکنجه هايی که مجاهدين خلق حتی پس از ورود آمريکائيان به عراق و تحت کنترل گرفتن مجاهدين، روی نيروهای خود انجام ميدادند، برداشت.

من خودم توسط اين فرقه در سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۸۰ مورد شکنجه قرار گرفته بودم ولی اين شيوه های مدرنتری که آقای عباسلو پرده از آن برداشتند، حتی برای من هم عجيب و شوکه آور بود.

ايشان توضيح دادند که چگونه مجاهدين او را به شيوه های مختلف  مورد فشار قرار داده بودند و سرانجام از او چندين سند مبنی بر مزدوری ايران، مزدوری اسرائيل و مزدوری آمريکا، گرفته بودند! واقعاً خيلی جالب است که آدم مزدور چندين کشور به طور همزمان باشد! حتماً درآمدش هم خيلی بالاست، نه!؟

مجاهدين که فکر ميکنند با اين کارها موفق به حفظ اين تشکيلات و رساندن آقا و خانم رجوی به تهران! ميشوند بسی عبث فکر ميکنند و متأسفانه بايد گفت که اين آرزو را به گور خواهند برد.

با آرزوی اينکه روزی مردم ايران بتوانند در کمال آزادي، حکومت دلخواه خود را انتخاب کنند و به اميد روزی که خائنين به وطن، در هر لباسی که باشند، پای ميز محاکمه قرار گيرند و جوابگوی خيانتهای خود و آنچه بر سر جوانان اين مملکت آورده اند، باشند.

رسول محمدنژاد

سوئد - ۱۴/۰۳/۲۰۰۶

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٤


دم جنبانی چقدر؟؟؟

 

دم جنبانی چقدر؟؟؟

 

 

 

امروز پرونده رژیم جمهوری اسلامی در رابطه با پرونده هسته ای به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شد. من شخصاً به عنوان یک ایرانی هرگز از این عمل که میتواند منجر به تحریم ایران و حتی حمله نظامی به کشورمان از طرف دول قدرتمند جهان شود راضی نیستم و مثل هر ایرانی دیگر دوست دارم که حق ایران در هر زمینه ای به رسمیت شناخته شود و ایرانیان در صلح و آرامش زندگی کنند و خود به تغییر رژیم اقدام کنند.

متأسفانه سازمان مجاهدین که خود را ایرانی و برخاسته از ایران میداند و اعلام میکند و ادعای دلسوزی برای ایران و ایرانی را دارد، کاملاً ضد ایران و ایرانی عمل کرده و در طول این مدت هم کاملاً این را نشان داده است. امروز هم که در شورای حکام در این مورد بحث بود عده ای از این وطنفروشان در مقابل محل برگزاری اجلاس تجمع کرده و خواهان ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بودند و وقتی اعلام شد که پرونده به شورای امنیت ارجاع شد، این بیوطنان شروع به شادی وپایکوبی کرده و در تلویزیون خود نیز شروع به تبریک گوئی به خود و به، به اصطلاح ایرانیان مبارز، کردند و با آب تاب میگفتند که در اثر کارهای این وطن فروشان بود که این پرونده به شورای امنیت رفت.

در اینجا این تذکر را ضروری میدانم به این وطن فروشان بدهم:

ملت ایران هم شما و هم شاه و شیخ را به خوبی شناخته اند و حتی اگر آمریکا به ایران حمله هم بکند و این رژیم را سرنگون کند، از آنجایی که این حمله هرگز به نفع و برای خاطر مردم ایران نیست، مردم در مقابل این حمله ایستادگی خواهند کرد و این را هم بدانید که شما و آقا و خانم رجوی هرگز از گندم ری نخواهید خورد.

مردم هرگز این اجازه را نخواهند داد که مزدوران و وطن فروشانی چون رجوی خائن که هر روز به دنبال نوکری کردن پیش اربابی جدید است، بر تخت حکومت ایران تکیه زده و خون مردم را بیش از این در شیشه کند.

رجوی خائن که هنوز به قدرت نرسیده اینطور در سازمان و در عراق خون جوانان ایرانی را بر زمین ریخت و مردم ایران میدانند که اگر به حکومت در ایران دست یابد روی هیتلر و چنگیز را سفید خواهد کرد.

باز هم میگویم که:

آقای رجوی! خانم رجوی! از گندم ری نخواهید خورد. این را به خاطر بسپارید.

مردم ایران انتقام خود و خونهای به ناحق ریخته شده جوانانشان در سازمان را از شما خواهند گرفت و روزی شما در یک دادگاه صالح برای این جرائم که کرده اید محاکمه خواهید شد.

به امید آنروز

رسول محمدنژاد

سوئد / 08-03-2006

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤


هشت مارس روز جهانی زن

هشت مارس روز جهانی زن

 

دو روز دیگر روز جهانی زن است و در همه جهان چشمها رو به این مقوله است و همه جا وضعیت زنان را زیر ذره بین میگذارند و دنبال حق و ناحق شدگیها در این زمینه میروند و هر کسی هم نسخه ای برای احقاق حقوق زنان ارائه میدهد.

من نمیخواهم مثل خیلیهای دیگر به ارائه یک نسخه اقدام کنم ولی قصد دارم کمی از سازمان مجاهدین و شیوه های آنها برای بهره برداری از این مقوله، بگویم. سازمان مجاهدین به صور مختلف و با زبانهای مختلف در این رابطه اظهار نظر کرده و عمل میکند.

از یکطرف، سازمان توسط مریم رجوی که به عنوان رئیس جمهور مقاومت! عنوان میشود، وارد شده و شروع به تبلیغات کرده و سعی در تحریک زنان ایرانی داشته و با شعارهای قشنگ میخواهند به آنها اینطور القاء کنند که سازمان مجاهدین بشدت بدنبال احقاق حقوق پایمال شده زنان ایران بوده و میخواهد به هر شکلی حق زنان را از حلقوم این رژیم زن ستیز بیرون بکشد و در این راستا هم شاهد از شورای رهبری تماماً زنانه اشان می آورند.

از یکطرف دیگر، آنزمانها که آقای رجوی حضور داشتند و میتوانستند پیام بدهند، می آمدند و همین حرفها را تکرار میکردند فقط با این تفاوت که ایشان مثال از جمال بی بدیل خانم رئیس جمهور می آوردند و شاخص ایشان برای نشان دادن مدافع زنان بودنشان، همین حضور مریم خانم به عنوان رئیس جمهور! بود.

همچنین اعضای مختلف سازمان و از جمله اعضای شورای رهبری! سخنانی را در این رابطه میزدند و آنها هم از این خانم به عنوان شاخص خود در مدافع حقوق زن بودن، مثال می آوردند.

حالا که همه عالم و آدم فهمیده اند که شاخص مجاهدین در این رابطه فقط و فقط مریم خانم، هستند باید دید واقعاً این خانم مدافع حقوق زنان هستند؟ باید دید که خود ایشان که شاخص از شورای رهبری تماماً زنانه می آورند منظورشان چیست و آیا واقعاً مدافع زنان هستند یا برده میخواهند؟

آنزمان که من در سازمان بودم و از نزدیک شاهد بودم هرگز زنان در سازمان به عنوان یک انسان حق اظهار نظر نداشتند و شاخص زنان خوب در سازمان میزان گوش بفرمان بودنشان بود.

به عنوان مثال یک بار که خانم سروناز چیت ساز از آمریکا آمده بودند و به اصطلاح باید دوباره عضوگیری میشدند تا لیاقت مجاهدی و عضو شورای رهبری بودن را پیدا کنند، پس از انجام تشریفات و سئوال وجوابهای از پیش تعیین شده، در نهایت خانم رجوی برای اینکه به سایر خواهران هم شاخص بدهد که چطوری میتوانند عضو شورای رهبری شوند، در طی سخنانی گفت:

« شاخص من برای اینها که شورای رهبری هستند این است که از خودشان هیچی ندارند و گوش بفرمان هستند. اگر روزی ببینم که یکی از همینها که الان در این موضع هستند از خودش نظری دارد و فکر میکند من گوشش را میگیرم و او را خلع میکنم! »

همچنین در ادامه همان نشست ایشان که به سر شوق آمده بودند که علتهای روی آوری به زنان را در سازمان بگویند چنین گفتند:

« علت اینکه ما در سازمان انقلاب ایدئولوژیک کردیم و زنان را بر سرکار آوردیم یک چیز بود: مردان از خود نظر داشتند و هر کاری که به آنها میسپردیم اما و اگر میکردند و خودشان پیشنهاداتی می آوردند که بعضاً مانع کار بود و در کارها تأخیر ایجاد میکرد، ولی از آنجایی که زنان به دلیل فرهنگ غالب در ایران، از بچگی در خانواده یاد گرفته اند که از یکی فرمانپذیری داشته باشند و همیشه یکی بوده که به آنها دستور دهد و بالای سرشان باشد، از خودشان نظر ندارند و احساس میکنند که این عادی است که یکی به آنها فرمان دهد؛ ما از این مکانیزم استفاده کردیم و این فرمانپذیری را از پدر یا برادر یا شوهر به سمت رهبر عقیدتی چرخاندیم. الان این زنان از رهبر عقیدتی فرمان میبرند ولی اگر همینها هم از خود صاحب نظر شوند، من کنارشان میگذارم! »

سازمان مجاهدین به شیوه های مختلف میخواهد خود را مدافع حقوق زن جا بزند و رژیم آخوندی را ضدزن نشان دهد.

اینکه این رژيم ضد زن است و اجازه شکوفایی به زنان میهنمان را نمیدهد بر همه آشکار است ولی ما باید با افشای سازمان، به همه بفهمانیم که این سازمان هم آنی که خودش ادعا میکند نیست و خودش هم سرابی است که دنبال سوءاستفاده از زنان میهنمان است.

به امید روزی که همه ایرانیان این سازمان را به خوبی شناخته و طردش کنند و به امید احقاق حقوق همه زنان میهن و رسیدن آنان به جایگاهی که شایسته شان است.

 

رسول محمدنژاد

سوئد – 06/03/2006

 

 

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٤


چهارشنبه سوری!

چهارشنبه سوری!

 

سازمان مجاهدین خلق با صدور اطلاعیه ای مردم مبارز و همیشه حامی مجاهدین را به مقاومت در روزهای جشن چهارشنبه سوری و عید فراخواند و نوید داد که موکب ارتش بهاران در راه است!

همچنین سازمان قول داد که بزودی این رژیم سرنگون خواهد شد و اعلام کرد: «روزگار پایان و سرنگونی دیکتاتوری ارتجاعی فرارسیده است.»!

من به نوبه خود خیلی دوست داشتم این قول مردانه میبود و به وقوع میپیوست تا منهم بتوانم برای دیدار عزیزانم راهی ایران شده و آنها را ملاقات کنم ولی متأسفانه سازمان مجاهدین بیش از 27 سال است که این قول را به مردم ایران و بطور خاص به نیروهایش میدهد و آنها را سر میدواند.

سازمان مجاهدین عادت کرده که سر مردم را با وعده و وعید شیره بمالد و همه را سر بدواند و فکر میکند که همه هم حرف آنها را باور میکنند غافل از اینکه آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت و دیگر حنای سازمان پیش مردم ایران رنگی ندارد و همه فهمیده اند که سازمان فقط و فقط برای رسیدن به قدرت است که این همه جوش میزند و هرگز دلش به حال مردم ایران نسوخته است.

آنزمان که سازمان حمایت اربابش صدام را با آنهمه توپ و تانک، دارا بود نتوانست رژیم ایران را سرنگون کند، هر چند که قولهای ششماهه و یک ساله میداد و یا بعضی سالها را به عنوان مریم یا ........... عنوان میکرد!

الان که سازمان آن حمایت را و آنهمه توپ و تانک را هم ندارد نمیدانم با چه حساب و کتاب و با چه روئی اینهمه شعار میدهد و هر روز هم میگوید که اگر از لیست تروریستی در بیائیم حتماً رژیم را سرنگون میکنیم!

در هر حال شاید مردم به پیام این دفعه سازمان جواب مثبت بدهند و عید را جشن گرفته و به دید و بازدید از خویشاوندان خود بپردازند! البته اشتباه نگیرید این کار را مردم ایران نه برای بزرگداشت این سنت ایرانی، بلکه فقط برای اینکه سازمان گفته انجام خواهند داد!

پس ما هم برویم و آتش چهارشنبه سوری را راه بیاندازیم تا شاید این رژیم هر چه زودتر سرنگون شود!

 

رسول محمدنژاد

سوئد – 05/03/2006

 

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤


صبوری!

صبوری!

خانم شکيلا ترانه ای خوانده است که تقريباْ حکايت حال من و امثال من است که گول سازمان را خورده و بعد از سالها به اشتباه خود پی برده و از آن جدا شديم.

برای گوش کردن به اين آهنگ و ديدن کلیپ٬ اينجا را کليک کنيد.

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٤


کار فرهنگی!

کار فرهنگی!

سازمان مجاهدين به هر کسی که دستش برسد ضربه ای ميزند و به هر کس هم که دستش نرسد سنگی مياندازد و تهمت ميزند. حالا به مصداق ضرب المثل فارسی «سنگ مفت گنجشک مفت» ٬ اگر به طرف آسيبی رسيد که فبها و اگر هم آسيبی نرسيد که اين سازمان از رو نميرود و به جفنگ گوئيهای خود ادامه ميدهد.

در همين رابطه بحث کار فرهنگی است که سازمان همين که دو روز از اين جداشده ها صدائی نميشنود جاروجنجال راه مياندازد که بيا و ببين ولی خودش وقتی کنسرت راه مياندازد و همه کارش ميشود قر دادن٬ عيبی ندارد وکسی هم حق ندارد که بگويد سازمان به سوراخ موش رفته و دارد کار فرهنگی ميکند.

در هر حال من قصد ندارم مقابله به مثل کنم و مثل خود سازمان به هر کسی تهمت بزنم ولی عاقلان خود دانند که کی به سوراخ موش رفته و کی دارد مبارزه ميکند و ....................

رسول محمدنژاد / سوئد / ۰۴-۰۳-۲۰۰۶

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٤


گزارش دیدبان حقوق بشر:

گزارش دیدبان حقوق بشر:

 

روزی که اولین گزارش دیدبان حقوق بشر در ماه می 2005 منتشر شد سازمان مجاهدین خلق در بوق و کرنا کرده و با ننه من غریبم بازیهای عجیب و غریب، اعلام کردند که همه این حرفها دروغ است و با شانتاژ به همه و از جمله به مسئولین سازمان جهانی حقوق بشر مارک رفتن به زیر چتر حکومت ملایان را زده و از شرق تا غرب را مزدور رژیم ملایان خطاب کرده و امیدوار بودند که با این شانتاژ موفق خواهند شد که سازمان حقوق بشر را وادار به عقب نشینی کرده و باج گیری کنند و  در این راه از صدر تا ذیل سازمان، از شخص مریم رجوی گرفته تا اعوان و انصار ریز و درشتشان را وارد صحنه کرده و اعلام کردند که سازمان هرگز زندان نداشته و هرگز کسی را شکنجه نکرده است و هر کس هم قصد جدایی از سازمان را میداشت با احترام از او پذیرایی شده و نهایتاً به ایران فرستاده میشد!

یادم می آید وقتی که خودم را به زندان انفرادی بردند در اولین فرصت که پس از چند روز زندانی بودن، برایم فراهم شد و خود مهوش سپهری برای اینکه بیشتر مرا خورد کند، به حضور پذیرفت و مشغول خط و نشان کشیدن بود، به او گفتم:

"از آنجایی که جرمی مرتکب نشده ام نمیدانم چرا زندانی شده ام، آنهم در زندان انفرادی و بدون هواخوری، و از شما میخواهم لااقل برایم مثل هر زندانی دیگری حق هواخوری بدهید."

خانم مهوش سپهری به شدت برآشفت و گفت:

"خجالت بکش! مگر ما زندان داریم؟ تو به این اتاق که موکت و پتو دارد زندان میگی؟! زندان به جایی میگویند که نه پتو دارد و نه امکانات خواب و چیزهای دیگر. اینجا مهمانسرا است و سازمان هرگز کسی را زندانی نمیکند!"

 حالا بگذریم که در آن مهمانسرا چقدر از من پذیراییهای جانانه شد و سرانجام هم مرا به مهمانسرای ابوغریب فرستادند تا بیشتر از من پذیرایی شود! ولی در هر حال من پس از آن پذیراییها اینجا هستم و فعلاً دارم نفس میکشم و تا جایی هم که بتوانم این پذیراییهای آنها را افشا خواهم کرد.

سازمان میگوید: ما کسی را زندانی و شکنجه نکرده ایم و به نوعی شاید راست میگوید!  چون از نظر سازمان و رهبران آن، هر فردی که کشته نشده باشد و بتواند از خود رأی و نظر بدهد، کسی نیست! از این نظر آنها راست میگفتند و کسی را زندانی و شکنجه نکرده بودند و ماهایی که شکنجه شده بودیم هیچکس! بودیم.

خوشبختانه طبق مثل فارسی، خورشید همیشه زیر ابر نمیماند و در این مورد هم با وجود شانتاژهای فراوان مجاهدین و استفاده از لابیهای فراوان و حمایتهای مختلف که از جانب بعضیها نثارشان میشد، این موضوع مجدداً از طرف سازمان دیدبان حقوق بشر بررسی و مورد تأیید قرار گرفت و به این ترتیب یک رسوائی دیگر نصیب سران سازمان شد که متأسفانه چون رهبر خاص الخاصشان حضور ندارد نمیتوانند آنرا هم مثل رسوائیها و شکستهای سابق به افتخار و پیروزی تبدیل کنند و نانش را بخورند.

در اینجا لازم میدانم به سران سازمان یادآوری کنم که این تازه قدم اول است و انشاالله بزودی شاهد قدمهای بیشتری در این موارد خواهید بود و انشاالله به زودی شاهد محاکمه سران جنایتکاری که در شکنجه و قتل افراد خود و فرزندان این خلق، شریک بوده اند خواهیم بود. در آن روز افراد جنایتکاری مثل مهوش سپهری که دستشان تا مرفق در خون مردم ایران آلوده است، در برابر دیدگان خلق قهرمان ایران مورد محاکه قرار گرفته و حساب کارهای گذشته خود را خواهند داد.

به امید آنروز که دیر نیست.

 

رسول محمدنژاد

سوئد – 25/02/2006

 

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ،۱۳۸٤


سمبل؟؟؟!!!

سمبل؟؟؟!!!

 

سازمان مجاهدین خلق پس از اعدام حجت زمانی توسط رژیم ایران با بوق و کرنا شروع به بزرگ کردن او و اینکه او یک سمبل و شاخص است کرد.

من با وجود اینکه شخصاً از اعدام افراد، به هر جرمی هم که باشد متنفرم ولی در این رابطه با توجه به سوءاستفاده سازمان مجاهدین از خون حجت زمانی لازم میدانم که موضوعی را بگویم.

همانطور که سازمان خودش همیشه اعلام کرده است، روی خون زندگی میکند و حیات سازمان به خونهایی که ریخته میشود بستگی دارد و به همین دلیل هم همیشه به دنبال این بوده است که به هر شکلی که شده کاری کند که افراد بیشتری کشته شوند تا رهبران سازمان بتوانند از این راه ارتزاق کنند.

یادم میاید که سازمان هر وقت که افراد را برای مأموریت میفرستاد روی رفتن افراد به محل مأموریت خیلی کار میشد ولی روی برگشت افراد از مأموریت تقریباً بحثی نمیشد و اگر تیم اعزامی هم سئوالی در این مورد میکرد به صور مختلف آنرا بدون جواب میگذاشتند از جمله اینکه بعداً و پس از رسیدن به محل شیوه کار را به شما توضیح خواهیم داد و یا خودمان خارجتان خواهیم کرد ووووو از آن میگذشتند. موارد متعددی بود که افرادی که پیک بودند و در داخل لو رفته و احتمال دستگیری داشتند را با وجود مخالفتهای فرد به مأموریت مجدد میفرستادند و موارد زیادی بود که افراد در داخل دستگیر و اعدام شدند.

مواردی بود که سازمان پس از انجام مأموریت در جایی، اقدام به لو دادن افرادی که حاضر به دادن کمک شده بودند، میکرد و باعث دستگیری و اغلب اعدام آنها توسط رژیم میشد.

اکنون این سازمان که فقط به دنبال خونریزی بیشتر است، از اعدام حجت دارد سوءاستفاده میکند تا از طرفی روی کارهای ضد بشری خود از جمله زندان و شکنجه و اعدام افرادش، سرپوش بگذارد و از طرفی به نیروهایش این را بقبولاند که رژیم، اعدام میکند و اگر کسی به فکر جدا شدن از مجاهدین باشد، به محض پا گذاشتن به ایران با خطر اعدام روبرو خواهد بود و به این ترتیب از جدایی افراد ولو برای یک روز هم که شده جلوگیری کرده و آنرا به تأخیر بیاندازد.

من در اینجا اعلام میکنم که مسبب اصلی اعدام افرادی مثل حجت، خود سازمان مجاهدین است که این افراد را نه برای جنگ با رژیم و نیروهای نظامی آن، بلکه برای بمب گذاری در جاهایی که محل کار و تردد افراد عادی است، میفرستد.

در واقع این سران سازمان هستند که برای این گونه کارها باید به محاکمه کشیده شوند و در برابر خلق ایران پاسخگوی اعمال ضد ایرانی خود باشند.

 

رسول محمدنژاد

سوئد 2006-02-23

 

  
نویسنده : رسول محمدنژاد ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٤