گزارش مناظره به شیوه مجاهدی!
گزارش مناظره به شیوه مجاهدی!
در سایت همبستگی ملی مجاهدین، در مطلبی تحت عنوان "مناظره تلویزیونی – عدم مشروعیت برچسب تروریستی" ، اقدام به گزارش! یک مناظره تلویزیونی که در تلویزیون فرانسه 24 انجام شده ، کرده است.
طوری که من میدانم وقتی گفته میشود "مناظره" منظور 2 یا چند نفری هستند که با هم موافق نبوده و به بحث و جدل با هم میپردازند و حرفهای هم را نقد میکنند و قضاوت را به عهده بینندگان میگذارند تا خود انتخاب کنند که چه کسی درست میگوید و چه کسی نه! ولی در این گزارش به تنها چیزی که نمیشود برخورد کرد حرف مخالف است و برداشتی که از این متن میشود این است که آقای افشین علوی در یک مصاحبه تلویزیونی شرکت کرده و به سئوالات مجری پاسخ گفته است. آنهم نه پاسخ کامل بلکه فقط پاسخهای کوتاهی از او چاپ شده و در واقع به صورت یک گزارش مسخره و خنده دار درآمده است. تازه عکسی هم که در این سایت چاپ شده عکس این مناظره تلویزیونی! و دیگر شرکت کنندگان در آن نیست بلکه یک عکس از یک سخنرانی از پیش طراحی شده آقای علوی است.
نمیدانم این مسئولین سازمان که این سایتها را اداره میکنند و اخبار به بیرون میفرستند چی فکر کرده اند؟ یا باید خیلی کودن باشند و ندانند که مردم این چیزها را میفهمند و یا اینکه مشخصاً در صدد فریب دادن مردم باشند. که البته همانطور که مردم ما تا الان نشان داده اند هرگز گول این ترفندها را نخورده و به این عوامفریبان باور نخواهند کرد.
هر چند که سازمان مجاهدین و شیوه های جعل و تحریف اخبار در آن بر کسی پوشیده نیست و تقریباً همه به این امر اشراف دارند و بجز کسانی که ریگی در کفش داشته و یا منفعتی از تکذیب این امر کسب میکنند، همه به این امر اذعان میکنند؛ ولی باز هم جا دارد که به این نمونه هم اشاره شود تا باز هم این گروه بیشتر افشا شود و بهانه آنهایی که ادعا میکنند که این سازمان چیزی را تحریف نمیکند، ازشان گرفته شود.
جهت دیدن متن اصلی خبر مناظره تلویزیونی! اینجا را کلیک کنید.
رسول محمدنژاد
سوئد / 2007/03/10
سازمان حقوق بشری!
سازمان حقوق بشری!
سازمان مجاهدین خلق ایران از ابتدای تأسیسش با خط مشی مسلحانه پا به عرصه وجود گذاشت و در همه طول سالیان بقای خود این روش را ادامه داده و حتی در حال حاضر نیز در پس پرده و با حمایت از گروههای حامی صدام به این روش خشونت بار ادامه میدهد.
در حال حاضر گاه و بیگاه میبینیم افراد یا گروههایی را از پارلمانهای اروپایی یا آمریکایی که می آیند و با این استدلال که این سازمان در سالهای قبل این کار یعنی عملیات مسلحانه و خشونت آمیز انجام داده است ولی از سال 2001 به بعد سازمان این خط را کنار گذاشته و فقط کارهای فرهنگی و دمکراتیک انجام داده است و همین دلیل کافی است تا آنها را از لیست گروههای تروریستی درآورییم!
آنها بدون توجه به ماهیت خشونت طلب و خشونت پرور این سازمان و بدون توجه به اینکه در طول این سالها این سازمان امکان عملیات به صورت علنی و مثل سابق را نداشته و این دلیل عابد وزاهد شدن آن نیست؛ اقدام به حمایت از این فرقه میکنند.
جریان عدم انجام اعمال تروریستی توسط سازمان مثل داستان گربه ای است که دستش به گوشت نمیرسد و میگه بو میده.
سازمان از سال 2001 که آمریکا به عراق حمله کرد و رژیم حامی این فرقه را سرنگون نمود در قرارگاه اشرف ایزوله شد و تمام سلاحهای آنها را ازشان گرفتند و در واقع امکان عملی برای اعمال خشونت آمیز از آنها سلب شد و به همین دلیل این استدلال که بعضیها مثل آقای لرد کوربت ارائه میدهند و میگویند آنها از سال 2001 به بعد کاری انجام نداده و صرفاً به کارهای فرهنگی روی آورده اند و باید از لیست گروههای تروریستی بیرون آورده شوند؛ مسخره به نظر میاید.
در واقع اینطور به نظر میاید که یکی را که دزد و آدمکش بوده است دستگیر و زندانی کرده باشند و پس از چند سال زندانی بودن ادعا کند که من سالها است که دزدی نکرده ام و کسی را نکشته ام پس باید آزادم کنید!
عین همین مسأله در همین سوئد اتفاق افتاده است. مردی که به مرد لیزری مشهور شده بود و بیش از 10 نفر را چند سال پیش مورد هدف قرار داده و کشته یا زخمی کرده بود مدتی پیش و پس از حدود 10 سال زندان؛ تقاضای عفو و آزادی کرد و استدلال میکرد که او عوض شده و در طول این 10 سال هم کاری نکرده و در زندان هم آدم آرامی بوده است!
در هر حال امیدوارم که این بعضیها که بدون توجه به ریشه و ماهیت این فرقه از آن حمایت میکنند به این واقعیت پی ببرند که توبه گرگ مرگ است و این فرقه در اولین فرصت که به دست آورد باز هم به اعمال خشونت آمیز دست خواهد زد و این فرقه با این رهبران قدرت طلب امکان تغییر ماهیتی ندارد.
به امید روزی که همه افرادی که دست در خون جوانان این کشور دارند در یک دادگاه صالح و در برابر خلق ایران مورد محاکمه و مجازات قرار بگیرند.
سوئد / استکهلم 2007-02-26
رسول محمدنژاد
فراخوان!
فراخوان!
سازمان مجاهدین در آستانه سال نو و نزدیک شدن چهارشنبه سوری اقدام به یک فراخوان کرده و باز هم با هوشیاری انقلابی که ذاتاً با رهبران سازمان عجین است و با پیش بینی وضعیت اقلیمی و مملکتی! زودتر از همه به فکر مردم ایران افتاده و در جهت یاری رساندن به سرنگونی این رژیم، دست به این فراخوان زده و مردم را به برپاداشتن آتش در روز چهارشنبه سوری و اقدام به خانه تکانی در روزهای قبل از عید دعوت کرده است.
هر چند که مردم ایران عادت ندارند به رسم دوران قدیم اقدام به روشن کردن آتش کنند و از روی آن بپرند ولی از آنجایی که تنها آلترناتیو این رژیم چنین فراخوانی را ارائه داده است مطمئناً مردم ایران روی این آلترناتیو را زمین نیانداخته و در این روز اقدام به روشن کردن آتش خواهند کرد!
همچنین اگر نه همه ولی مطمئناً بیش از 80 درصد مردم اقدام به خانه تکانی کرده و خانه خود را از گرد و غبار سال پاک خواهند کرد و این خود یک نه بزرگ به این رژیم است و طبعاً یک بله بزرگتر به تنها آلترناتیو و تنها مخالف باقی مانده این رژیم! امیدوارم اینکه میگم تنها مخالف باقیمانده این رژیم به دیگران بر نخورد؛ ولی من تقصیری ندارم به قول آقا و خانم رجوی آنها که عددی نیستند و اصلاً محلی از اعراب ندارند.
در هر حال ما هم از همین الان باید به فکر جمع کردن هیزم باشیم تا به این فراخوان لبیک گفته و در این روز آتش روشن کنیم.
این را هم بگم که این آلترناتیو به فکر همه هست و فکر این را هم میکند که ممکن است افرادی در خارج کشور بوده و نتوانند هیزم جمع کرده و آتش روشن کنند ولی حتی این افراد هم میتوانند لااقل با روشن کردن یک شمع در خانه و پریدن از روی آن به این فراخوان لبیک گفته و به این رژیم نه! بگند!
فقط یک سئوال خصوصی به ذهنم زده است که امیدوارم دوستانه حساب کرده و جواب دهند. بیش از 25 سال است (از سال 60 تا الان یعنی 85) که این رژیم در فاز سرنگونی قرار دارد ولی هنوز سرنگون نشده است؛ لطفاً به این مردم بگوئید فاز سرنگونی چند سال است و ما چند سال دیگه باید منتظر قدوم نامبارک مریم قجر باشیم و چند چهارشنبه سوری دیگه باید بر پا داریم تا این رژیم سرنگون شود؟
جهت دیدن اصل فراخوان اینجا را کلیک کنید.
سوئد / استکهلم 2007-02-25
رسول محمدنژاد
افشاگری!
افشاگری!
باز هم سازمان مجاهدین یا به قول خودشان شورای ملی مقاومت دست به افشاگری زد و خود را رسوا کرد. آخه نمیدانم اگه اینها دهن باز نمیکردند و از این نوع افشاگریهای ناشیانه انجام نمیدادند چی میشد؟!
آقای افشین علوی در روز پنجشنبه در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاریس دست به این افشاگری زد. در این کنفرانس این آقا اعلام کرد که مثلاً "فرایند تکنیک" برای اینکه فعالیتهای مربوط به انرژی هسته ای خود را پنهان کند نام خود را به "شرکت تکنولوژی سانتریفوژ ایران" تغییر داده است و محل شرکت را هم به شمال انتقال داده است. یکی نیست به این آقایون بگه اگه این شرکت برای مخفی کردن فعالیتهایش در رابطه با انرژی هسته ای اقدام به تغییر نام کرده است چرا دقیقاً از نامی که خود نشان دهنده فعالیت دراین زمینه است استفاده کرده و مثلاً اسمش را نگذاشته "شرکت تولید پمپهای آب کشاورزی"! تا این حساسیت را که در موردشان وجود دارد از بین ببرد.
همچنین آقای علوی اعلام کرد که رژيم مبادرت به تأسيس چندين شركت جديد نموده تا هدف اصلي خود يعني پيشبرد برنامه اتمي نظامي را در پوشش آن انجام دهد.
اين شركتها عبارتند از:
1 ـ شركت تأسيس تجهيزات صنايع هستهيي
2 ـ شركت شاخص بهبود صنعتي
3 ـ شركت مهندسي توسعه سوخت اتمي
4 ـ شركت سوخت اتمي راكتورهاي ايران
5 ـ شركت مديريت ساخت نيروگاههاي اتمي ايران
اینکه رژیم این کار را میکند حرفی در آن نیست ولی همانطور که در بالا هم گفتم مطمئناً این شرکتها برای کار پوششی نیستند چون اسمشان همه چیز را بیان میکند ولی این آقایان مجاهدین فقط حرف میزنند و استدلالی هم که میکنند فقط برای خودشان کارآیی دارد و همه هم میفهمند که این افشاگری کشک است (به قول خود آقای رجوی).
از آنجایی که ما جداشده ها هرگز مثل خود سازمان نیستیم که حرف مخالفین را تحریف کنیم و فقط آنجاهایی را که به درد خودمان میخورد بیان کنیم شما را به اصل این افشاگری لینک میکنم تا خود این افشاگری جانانه را ببینید و از هوشیاری انقلابی این آقایان حض کنید!
برای دیدن اصل مطلب اینجا کلیک کنید.
این را هم در آخر اضافه کنم که نوشتن این مطلب مبنی بر تأیید خط جمهوری اسلامی در مورد انرژی هسته ای نیست و من شخصاً عقاید دیگری در این زمینه دارم و معتقدم که این دولت دارد با اصرار بر غنی سازی اورانیوم در ایران به منافع ملی ایران ضربه میزند و بهتر بود که در این مورد کوتاه می آمد و در عوض چیزهای دیگری میگرفت و در آینده پس از اینکه امکانات بهتری به دست آورد دست به این کار میزد.
در هر حال این مجاهدین خود دست کمی از این رژیم ندارند و مطمئناً اگر خود به قدرت میرسیدند خیلی بدتر از این دولت به منافع ملت ایران ضربه میزدند. من در این رابطه هرگز حرف آقای رجوی را که در سال 76 بیان کردند فراموش نمیکنم که گفت اگر ما به قدرت برسیم غارهای بزرگی مثل غارهای تورابورا در افغانستان، در زیر دماوند و البرز حفر میکنیم که به عقل آمریکا هم نرسد و آنوقت بگذار تا آمریکا به ما حمله کند. کافیه که ما یک یا دو بمب کوچک اتمی در بالای دو تا از آسمانخراشهای نیویورک منفجر کنیم آنوقت آمریکا بلافاصله تسلیم میشود و ما میشویم ابرقدرت جهان!!!
البته اینها همگی رویاهای یک آدم مالیخولیایی بود که در اثر تعاریف بیجای دور و بریها امر بر او مشتبه شده بود و واقعاً فکر میکرد که پخی است؛ ولی الان میبینیم که برای یک امضا چطوری دنبال هر کدام از این نمایندگان یا ........ میدوند.
در هر حال تاریخ خود قضاوت خواهد کرد که چه کسی به نفع ملت ایران کار کرده و چه کسی بر خلاف منافع ملت گام برداشته است.
به امید روزی که همه این دغلبازان در برابر خلق ایران سرافکنده شده و به سزای جنایات خود برسند.
استکهلم / سوئد 2007-02-23
رسول محمدنژاد
