گزارشی از حضور اپوزیسیون در سوئد
گزارشی از حضور اپوزیسیون در سوئد
از یک هفته پیش برنامه سفر منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران به سوئد مشخص بود و همه گروههای اپوزیسیون از همان موقع به شدت دنبال بسیج نیرو برای انجام تظاهرات بودند و محل و ساعت آنرا هم از قبل مشخص کرده و مرتباً از رادیوهای خود اعلام میکردند. من خودم که به رادیو همبستگی گوش میکردم مستمراً در این مورد صحبت میشد و از مردم برای شرکت در تظاهرات دعوت به عمل می آمد.
من شخصاً با توجه به تبلیغاتی که شده بود انتظار داشتم که حداقل یک تجمع بالای 1000 نفره تشکیل شود و هم حضور اپوزیسیون در خارج کشور و بخصوص سوئد را که بیش از 70000 (هفتادهزار) ایرانی در آن زندگی میکنند؛ به دولت ایران و جهانیان نشان دهد و هم بتواند صدای خود را که شاید صدای خیلی از ایرانیان داخل کشور باشد، به گوش حکومتهای ایران و جهان برساند؛ و با همین انتظار هم از همان صبح که ساعت تظاهرات اعلام شده بود به میدان سرگل رفتم و سپس به جلو مدرسه عالی بازرگانی که محل تجمع اپوزیسیون به غیر از مجاهدین بود، رفتم.
در آنجا تظاهر کنندگان که به زحمت تعدادشان به 200 نفر(با اغماض) میرسید تجمع کرده و شعار میدادند و موقع ورود هیئت ایرانی هم به سوی آنها تخم مرغ و ...... پرتاب کردند که با دخالت پلیس همراه شد.
این تعداد تا ساعت 2 بعد از ظهر در آنجا بودند و سپس به جلو مجلس آمدند. جایی که مجاهدین هم از ساعت 1:30 در آنجا تجمع کرده و تظاهرات میکردند که تا ساعت 4 بعد از ظهر ادامه داشت.
در این میان نکته ای که باعث نوشتن این مقاله شد جمع شدن این تعداد اندک تظاهر کننده بود. چه در سمت غیرمجاهدین و چه در سمت مجاهدین، تعداد به قدری کم بود که اسم اپوزیسیون را نمیشد به آنها اطلاق کرد چه رسد به آلترناتیو!
در یکی از برنامه های رادیو همبستگی یکی از مسئولین این اپوزیسیون گفت و خیلی درست گفت:
"اگر باز هم تعداد جمعیت در حد 200-300 نفر باشد باید از همین الان اعلام کنیم که اپوزیسیون شکست خورده است."
این حرف خیلی واقعی بود و متأسفانه شاهد تجمع خیلی کمی بودیم و این نشان از ضعیف بودن اپوزیسیون دارد و اگر اپوزیسیون واقعاً دنبال کاری است باید دلیل این ضعف را پیدا کند و به دنبال راه علاج برای آن باشد و گرنه با این شکل کار به جایی نخواهد برد.
منظور من هم از اپوزیسیون اساساً مجاهدین نیستند زیرا آنها را فقط یک فرقه و سکت بسته میدانم که فقط به دنبال قدرت هستند و به دلیل بریدن از مردم و به دلیل بسته فکر کردن و خود را بالاتر از همه دانستن به این مرحله رسیده اند و فکر هم نمیکنم راه علاجی برای آنها باشد؛ من منظورم دیگر گروهها هستند که اگر کمی با هم مدارا کنند و دست در دست هم بگذارند شاید بشود این کشتی شکسته اپوزیسیون را به جایی رساند.
در هر حال امیدوارم که مسئولین گروهها بجای درگیری با هم و به جای انگ زدن به دیگران با هم بنشینند و واقعاً به فکر مردم باشند و کاری انجام دهند و در این صورت است که مردم هم به کمک می آیند و مشارکت میکنند.
رسول محمدنژاد / سوئد
2007-05-07
نظرات ()
